فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30

 سختی وُ انتظارش هم شیرین بود ... - از صفر تا بینهایت فاصله ...

از صفر تا بینهایت فاصله ...

«کسیکه از خدا شرم ندارد، ممکن-ست مرتکب هر جُرمی بشود» (امام حسن مجتبی"ع"). هر چه فاصله-ی «شَرم آدما از خدا» کمتر ، آدمیت او بیشتر ...

سختی وُ انتظارش هم شیرین بود ...

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

   سختی وُ انتظارش هم شیرین بود ... 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQj8mhoii5Hje44E1VEEWvGJomKrTUoSRplNLin_vypztTE4Ke6zQ

نتیجه تصویری برای چراغ سه فتیله ای

نتیجه تصویری برای چراغ سه فتیله ای

تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ9iAN8REX-fYGLlxTv2hInydoRmqeYeITrzvWyIqr04M1wXpKp2g

نتیجه تصویری برای ضبط صوت قدیمی

 

 

  مادرم تعریف میکرد: نمک، سنگ بود. برنجِ چلو را ساعتى با نمک‌سنگ مى‌خواباندیم تا کم‌کم شورى بگیره.
 غذا را چند ساعتى روى شعله‌ى ملایم چراغ خوراک‌پزى مى‌نشاندیم تا جا بیفته.
یخ‌کرده و تکیده کنار علاءالدین و والور مى‌نشستیم تا جون‌مون آروم گرم بشه.
 عکسِ یادگارىِ توى دوربین را هفته‌اى، ماهى به انتظار مى‌نشستیم تا فیلم به آخر برسه و ظاهر بشه.
 آهنگِ تازه‌ى آوازه‌خوان را صبر مى‌کردیم تا از آب بگذره و کاست بشه و در پخشِ صوت بخونه.
 قلک داشتیم؛ با سکه‌ها حرف مى‌زدیم تا حسابِ اندوخته دست‌مون بیاد.
 هلیم را باید «حلیم» مى‌بودیم تا جمعه‌ى زمستانى فرا برسه و در کام مون بشینه.
 هر روز سر مى‌زدیم به پست‌خانه، به جست و جوىِ خط و خبرى عاشقانه، مگر که برسه.
 گوش مى‌خوابوندیم به انتظارِ زنگِ تلفنِ محبوب: شبى، نیمه‌شبى، بامدادى، گاهى، بى‌گاهى؛
 انتظار معنا داشت.
 دقایق «سرشار» بود.
 هر چیز یک صبورى مى‌خواست ،تا پیش بیاد، تازمانش برسه.تا جا بیفته. تاقوام بیاد: غذا، خرید، تفریح، سفر، خاطره، دوستى، رابطه، عشق ...
"انتظار" مارا قدردان ساخته بود ...
 حالا فهمیدی چرا این روزها کسی قدردان نیست؟

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

تاریخ ارسال: یکشنبه 6 اسفند 1396 ساعت 13:15 | نویسنده: عـبـــد عـا صـی | چاپ مطلب
نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.