فهرست صدها عنوان وبلاگهای من از 84/06/17 الی 89/08/30

 از صفر تا بینهایت فاصله ...
X
تبلیغات
رایتل

از صفر تا بینهایت فاصله ...

«کسیکه از خدا شرم ندارد، ممکن-ست مرتکب هر جُرمی بشود» (امام حسن مجتبی"ع"). هر چه فاصله-ی «شَرم آدما از خدا» کمتر ، آدمیت او بیشتر ...

به برکت رحمت الهی، در برابر آنان نرم وُ مهربان شدی

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

نتیجه تصویری برای إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ

نتیجه تصویری برای تبریک بعثت

متن و پیام های تبریک مبعث پیامبر اسلام (ص)

 

 در نظام اسلامی، حاکمان و مدیران، باید مردم را ولی نعمت خود بدانند. مردم در حقیقت، عیال خداوند هستند و برای محبوبیت نزد خداوند، باید عیال او را دوست داشت. همچنین محبت به مردم، سبب پایداری مقام و موقعیت مدیران و دولتمردان می شود. در آموزه های دینی، مهر و محبت به مردم یک وظیفه دینی است تا آنجا که خداوند به پیامبرش دستور می دهد: «وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُوءْمِنینَ؛ و بال عطوفت خود را برای مؤمنان بگستران.» (حجر: 88)
 در آیه دیگر نیز رمز موفقیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را، در مدارا و ملاطفت با مردم برمی شمارد و می فرماید:  فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ. (آل عمران : 159)
 به برکت رحمت الهی، در برابر آنان نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده می شدند.
 امام علی علیه السلام در عهدنامه خود به مالک اشتر، با سخنانی دل نشین می فرماید:
 و مهربانی بر رعیت را برای دل خود پوششی گردان و دوستی ورزیدن با آنان و مهربانی کردن با همگان و مباش همچون جانوری شکاری که خوردنشان را غنیمت شماری! زیرا
رعیت دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر، در آفرینش با تو همانند. [اگر[ گناهی از ایشان سر می زند یا علت هایی بر آنان عارض می شود یا خواسته و ناخواسته، خطایی بر دست شان می رود؛ به خطاشان منکر و از گناهشان درگذر.
 ایشان در نامه ای به محمد بن ابی بکر، والی مصر، نیز چنین سفارش می کند:
و در برابر رعیت فروتن باش و آنان را با گشاده رویی و نرم خویی بپذیر و با همگان یکسان رفتار کن. گاهی که گوشه چشم به آنان افکنی یا خیره نگاهشان کنی یا یکی را به اشارت خوانی یابه یکی تحیتی رسانی، [به گونه ای رفتار کن]. تا بزرگان در تو طمع ستم ـ بر ناتوانان ـ نبندند و ناتوانان از عدالتت مأیوس نگردند.
 باید توجه داشت که همه مردم از نظر سطح بینش و درک اجتماعی یکسان نیستند. ممکن است برخی، ضوابط اخلاقی را در مراجعه به مدیران رعایت نکنند و رفتاری ناشایست داشته باشند. در این صورت، مدیر با استفاده از مقام و موقعیت خود می تواند برای آنان مشکل ایجاد کند، ولی بنابر دستورهای اخلاق اسلامی مدیر باید با بردباری، از این بی ادبی آنان کریمانه چشم بپوشد. به همین دلیل عالمان اخلاق به دولتمردان سفارش می کنند که هر کدام از آنان
«باید تمرین بردباری کند تا در برابر صحنه های تحقیرآمیز و اهانت آلود، شنیده ها را نشنیده بگیرد و دیده ها را ندیده تا بتواند به وظایفش عمل کند و از اجتماع بهره برد و آن رفتار ناشایست مانع تکامل او نشود و به تعبیر روایت: حلمی داشته باشد که جهل نادانان را از خود دور سازد».
 امام علی علیه السلام نیز می فرماید:
«رَأْسُ السِّیاسَةِ اِسْتعمالُ الرِّفْقِ؛ رأس سیاست به کارگیری مداراست».
 عدی بن حاتم می گوید:
آن گاه که پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم، دو چیز سبب شد که اسلام را پذیرا شوم. اول ساده زیستی پیامبر و دیگر اینکه همراه پیامبر در حال حرکت بودم که پیرزنی رسید و بیش از یک ساعت پیغمبر را معطل کرد و او با تبسم و آرامش جواب پیرزن را داد تا جایی که من از آن همه صبر خسته شدم.
پیام متن:
1. رمز موفقیت حاکمان، مدارا و مماشات با مردم است.
2. مردم از نظر درک و بینش یکسان نیستند؛ حاکم باید با کمال متانت و گذشت با آنان رفتار کند.
3. مدارا با مردم، پایه های حکومت را تقویت می کند.
برخورد صادقانه کارگزاران
 حاکمان باید با مردم صداقت داشته باشند. موانع و سختی های کار خویش را با آنان در میان بگذارند و اگر برای به نتیجه نرسیدن وعده های خود دلیل موجهی دارند، آن را برای مردم بیان کنند. امام علی علیه السلام به مالک اشتر سفارش می کند: و اگر رعیت بر تو گمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار از بدگمانی شان در آر؛ که بدین رفتار نفس خود را به فرمان آورده و با رعیت مدارا کرده و حاجت خویش را برآورده و رعیت را به راه راست واداشته باشی.
 در حقیقت، کارگزار باید مردم را محرم اسرار خود بداند و جز در مواردی که به لحاظ امنیتی طرح برخی مسائل ممکن نیست، در بقیه موارد مشکلات را با مردم در میان بگذارد و از رهنمودها و نظرهای آنان بهره مند شود. امام علی علیه السلام در نامه ای به فرماندهان سپاهیانش، وظایف خویش را چنین بیان می کند: بدانید حق است بر من که چیزی را از شما نپوشانم، جز راز جنگ که از پوشاندن آن ناگزیرم و کاری را جز در ـ حکم ـ شرع، بی رای زدن با شما انجام ندهم و حق شما را از موقع آن به تأخیر نیفکنم و تا آن را نرسانم، وقفه ای در آن روا ندانم و همه شما را در حق، برابر دانم.
 برخورد صادقانه با مردم، به این معناست که اگر مدیری خود را در اجرای مسئولیتش ضعیف می بیند و یا از وسوسه افراد خائن و نادان در امان نیست، بی درنگ استعفا کند و از اعتماد مردم سوءاستفاده نکند. وقتی می بیند که نمی تواند امانت داری کند، صادقانه و شجاعانه امانت را به صاحبان اصلی آن بازگرداند.
 امام خمینی رحمه الله در پیامی به مناسبت 22 بهمن سال 1363 خطاب به مسئولان ومدیران کشور می فرماید:
هر یک در هر مقام احساس ضعف در خود می کند، چه ضعف مدیریت و چه ضعف اراده از مقاومت در راه هواهای نفسانی، بدون جوسازی، دلاورانه و با سرافرازی نزد صالحان از مقام خود استعفا کند که این عمل صالح و عبادت است.
 پیام متن:
1. توصیه به رو راستی و صداقت حاکمان با مردم.
2. طرح مسائل حکومتی غیرامنیتی با مردم، برای بهره مندی از مشورت ها و رهنمودهای آنان.
 دیدار حضوری مسئولان و مردم
 بهترین راه ارتباط حاکمان و مدیران با مردم، دیدار حضوری و چهره به چهره است. دیداری دوستانه که هر کس بتواند بدون ترس، مشکلات و خواسته های خویش را بر زبان آورد. در دیدار حضوری بسیاری از حقایق و ناگفته ها آشکار می شود و حاکمان بهتر از هر روش دیگری به عمق مسائل و مشکلات پی می برند.
تجربه نشان داده است که نزدیکان حاکمان معمولاً می کوشند تا اوضاع جامعه را برای حاکم خوشایند و آرام ترسیم کنند. از این رو، در بسیاری از موارد، گرچه اطرافیان از حقیقت امر آگاهند، آن را به گونه ای تعدیل شده و بزک کرده برای حاکم وانمود می کنند. در نتیجه، حاکم آن طور که باید و شاید از وضعیت واقعی جامعه و مردم آگاه نمی شود و درکی واقع بینانه از اوضاع جامعه نمی یابد و روز به روز فاصله بین حاکم و مردم افزایش می یابد و خطری اساسی برای متلاشی شدن نظام فراهم می آورد.
 مشکلات مردم را نمی توان از لابه لای نامه ها یا از زبان اطرافیان دریافت. خود مردم بهتر می توانند مشکل و نیاز واقعی شان را منتقل کنند و اگر این امکان برای آنان فراهم نشود، نتیجه ای جز روگردانی مردم از حاکمان نخواهد داشت. نظام جمهوری اسلامی این امر را در فراز و فرودهای خود به خوبی تجربه کرده است.
 شهید رجایی همواره در میان مردم مانند آنان زندگی کرد. به همین علت، دولت او به عنوان الگوی یک دولت موفق و خدمتگزار شناخته شده است. وی هرگز فریفته پست و مقام نشد و هیچ گاه خود و یارانش از مردم فاصله نگرفتند. به همین دلیل، وی گرفتاری ها و نیازهای مردم را به خوبی دریافت و در راه حل مشکلات یا تأمین خواسته ها گام های اساسی برداشت.
 امام علی علیه السلام در نامه به قثم بن عباس، والی مکه، چنین سفارش می کند:
 بامداد و شامگاه برای آنان مجلس ساز. آن را که فتوا خواهد، فتوا ده و نادان را بیاموز و با دانا به گفت وگو پرداز و جز زبانت، [چیزی] پیام رسان مردمان نباشد و جز رویت، دربان.
هیچ حاجتمند را از دیدار خود محروم مگردان، چه اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود و در پایان حاجت او برآورده شود، تو را نستایند.
 آن بزرگوار در توصیه ای دیگر به یار صمیمی خویش، مالک اشتر چنین می فرماید:
 فراوان خود را از رعیت خویش پنهان مکن؛ که پنهان شدن والیان از رعیت، نمونه ای است از تنگ خویی و کم اطلاعی در کارها و نهان شدن از رعیت، والیان را از دانستن آنچه بر آنان پوشیده است، باز دارد. پس کار بزرگ نزد آنان خرد به شمار آید و کار خرد بزرگ نماید. زیبا زشت شود و زشت زیبا و باطل به لباس حق در آید و همانا والی، انسانی است که آنچه را مردم از او پوشیده دارند، نداند و حق را نشانه ای نبود تا بدان، راست از دروغ شناخته شود.
 پیام متن:
1. حضور رو در رو، بهترین وسیله ارتباطی حاکمان با مردم است.
2. الگوی دولت مردمی در شرایط کنونی، شهید رجایی و یاران وی است.
3. سفارش امام علی علیه السلام به کارگزاران خویش، بهترین منشور یک دولت مردمی است.
 عدالت ورزی
 از مهم ترین وظایف حاکمان، رعایت عدالت میان مردم است . عدالت ورزی در همه شئون حکومت، از جمله در توزیع امکانات و فرصت ها باید رعایت شود. حاکم عادل پیشه، محبوب مردم است و ارج و منزلت بهتری نزد آن دارد.
امام علی علیه السلام می فرماید: «مَنْ عَدَلَ نَفَذَ حُکمُه؛ کسی که عدالت بورزد، حکمش نافذ می شود.»
 ایشان در سخنی دیگر، عدالت ورزی را منشاء لطف و یاری خداوند می داند و می فرماید:
 اذا بُنِیَ المُلکُ علی قواعدِ العدلِ و دَعائِمِ العقلِ نَصَّر اللّهُ مُوالیه و خَذَل مُعادیه. زمانی که حکومت بر پایه عدل و عقل استوار شده باشد، خداوند دوستداران آن را یاری و دشمنانش را خواری رساند.
 آن حضرت که نمونه کامل عدل و انصاف را در حکومت علوی اجرا کرد، در نامه ای به یکی از والیانش چنین دستور می دهد:
 و برابر رعیت فروتن باش و آنان را با گشاده رویی و نرم خویی بپذیر و با همگانی یکسان رفتار کن. گاهی که گوشه چشم به آنان افکنی یا خیره شان نگاه کنی یا یکی را به اشارت خوانی یا به یکی تحیتی رسانی، [آگاه باش] تا بزرگان در تو طمع ستم ـ بر ناتوانان ـ نبندند و ناتوانان از عدالتت مأیوس نگردند.
 پیام متن:
 عدالت ورزی، نفوذ کلام حاکم و عنایت و یاری خداوند را در پی دارد.
 ساده زیستی حاکمان
 عثمان بن حنیف انصاری، والی بصره در مهمانی-ای شرکت کرده بود که نیازمندان در آن مهمانی جایی نداشتند. امام علی علیه السلام پس از آگاهی از این عمل کارگزار خود، در نامه ای به وی می فرماید: بدان که پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده بسنده کرد و دو قرص نان را خوراک خویش ساخت. بدانید که شما چنین نتوانید کرد. لیکن مرا یاری کنید به پارسایی و تلاش در این مسیر و پاکدامنی و درستی ورزیدن. به خدا از دنیای شما زری نیندوختم و از غنیمت های آن ذخیره نساختم و بر جامه کهنه ام نیفزودم و اگر می خواستم، می دانستم که چگونه عسل پالوده و مغز گندم و بافته ابریشم را به کار برم، ولی هرگز هوای من بر من چیره نخواهد گردید و حرص، مرا به گُزیدن خوراکی ها نخواهد کشید.
چگونه باشد در حجاز یا یمامه کسی حسرت گرده نانی را برد یا هرگز شکمی سیر نخورد و من سیر بخوابم و پیرامونم شکم هایی باشد از گرسنگی به پشت دوخته و جگرهایی سوخته. آیا بدین بسنده کنم که مرا امیرمؤمنان گویند و [حال آنکه] در ناخوشایندی های روزگار شریک آنان یا در سختی زندگی نمونه ای برایشان نباشم.
 امام خمینی رحمه الله نیز همچون جد بزرگوار خود، در کمال سادگی زندگی کرد و الگویی موفق برای حاکمان اسلامی گردید. ایشان نه تنها خود و نزدیکانش را به ساده زیستی فرا خواند، بلکه ارکان حکومتی را در همین مسیر هدایت کرد. این بزرگوار، در پیامی به مناسب گشایش دومین دوره مجلس شورای اسلامی به نمایندگان منتخب مردم سفارش کرد:
 اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت های بزرگ برای ملت های خود کرده اند، اکثراً ساده زیست و بی علاقه به زخارف دنیا بوده اند. آنها که اسیر هواهای پست نفسانی و حیوانی بوده و هستند، برای حفظ یا رسیدن به آن تن به هر ذلت و خواری می دهند و در مقابل زور قدرت های شیطانی خاضع و نسبت به توده های ضعیف، ستمکار و زورگو هستند، ولی وارستگان به خلاف آنانند؛ چرا که با زندگانی اشرافی و مصرفی نمی توان ارزش های انسانی ـ اسلامی را حفظ کرد.
 
پیام متن:
1. ساده زیستی حاکمان، سبب مقاومت و پایداری مردم در برابر ناملایمات می شود.
2. کسانی که ساده زندگی می کنند، هیچ گونه ترس و واهمه از دشمنان ندارند و تن به خواری و ذلت نمی دهند.
3. با زندگی اشرافی نمی توان از ارزش های انسانی دفاع کرد.
 آموزش دینی
 برخی پنداشته اند که «حکومت ها کار و وظیفه ای بیش از رسیدگی به نیازهای اولیه مردم ندارند و نباید داشته باشند. خواه حکومت دینی، خواه حکومت غیر دینی، آنچه در درجه اول باید مورد توجه قرار بدهند، این است که حاجات اولیه، یعنی مسکن، غذا، پوشاک، بهداشت و امثال اینها را فراهم کنند».
 فیشکین، یکی از فیلسوفان تعلیم و تربیت لیبرال، نیز به صراحت می گوید:
 دولت نباید از طریق تعهدات عمومی، از عقاید دینی گروه ها دفاع کند و باید از موضع این اتهام که با ادعاهای ماوراء طبیعی و دینی، یک رشته عقاید آرمانی دارد و با عنوان اقتدار و مشروعیت دولت، به افکار عمومی جهت می دهد، اجتناب ورزد.
 در مقابل، فلسفه حکومت در اسلام، چیزی جز اجرای اسلام و تحقق آرمان های آن نیست. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:
 خدایا تو می دانی آنچه را از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیای ناچیز، خواستن زیادت، بلکه می خواستیم نشانه های دینی را به جایی که بود، بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم تا بندگان ستمدیده ات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع مانده ات اجرا شود.
 آن امام بزرگوار، یکی از حقوق مردم بر امام و حاکم اسلامی را حق تعلیم و تربیت دینی آنان دانسته و در بیانی صریح فرموده است:
 اَیُّهَا النّاسُ اِنّ لی عَلَیْکُمْ حقاً وَ لکم عَلیَّ حَقٌّ فاَمّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فالنصیحةُ لکم و تَوْفیرُ فَیْئِکم علیکم و تعلیمُکُمْ کیْلا تَجْهَلوا و تَأْدیبُکُمْ کَیما تَعْلَمُوا.
[ای] مردم! مرا بر شما حقی است و شما را بر من حقی. بر من است که خیرخواهی را از شما دریغ ندارم و حقی را که از بیت المال دارید، بگزارم. شما را تعلیم دهم تا نادان نمانید و آداب آموزم تا بدانید.
 ایشان در کلامی دیگر می فرماید:
 عَلَی الامامِ اَنْ یُعَلِّمَ اَهْلَ ولایتِهِ حدودَ الاسلامِ و الایمان. امام و حاکم اسلامی موظف است معارف اسلامی و ایمانی را به افراد تحت حکومتش آموزش دهد.
 درباره سیره عملی حضرت آورده-اند که در اوج جنگ جمل، شخصی از امام علی علیه السلام پرسید: ای امیرمؤمنان! آیا به توحید و یگانگی خداوند اعتقاد داری؟ عده ای از سپاهیان امام علی7 که در آن اطراف بودند، با شنیدن این سؤال نابه هنگام ناراحت شدند و خشمگینانه به سوی آن شخص رو آوردند و گفتند: مگر نمی بینی امام در چه شرایطی قرار دارد؟ ولی امام علی علیه السلام با آرامش فرمود:
«رهایش کنید؛ زیرا چیزی که این اعرابی به دنبالش است، همان چیزی است که ما از این قوم (یعنی از اصحاب جمل) می خواهیم، یعنی جنگ ما در حقیقت بر سر مسئله توحید است». سپس با تفصیلی اعجاب برانگیز پاسخ وی را بیان کرد.
 
پیام متن:
1. وظیفه حکومت دینی، تعلیم معارف اسلامی و ایمانی به افراد جامعه است.
2. در اولویت قرار دادن تأمین نیازهای اولیه، چندان ضروری نیست، بلکه وظیفه حکومت دینی تأمین و رسیدگی به تمام ابعاد وجودی انسان اعم از جسم و روح اوست.
 پرهیز از ریاست طلبی
 یکی از جدی ترین آسیب های حکومت، ریاست طلبی است. گاهی ریاست و فرمانروایی، زمینه ساز فساد افراد و به انحراف کشاندن آنان می شود. مدیران و حاکمان اسلامی باید همواره مواظب باشند که این آفت در دل و جان آنان نفوذ نکند؛ زیرا دین و دنیای آنان را نابود خواهد ساخت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
 مَنْ اَحَبَّ ان یَتَمَثَّلَ لَهُ الرجالُ قیاماً فَلیُتَبَوَّأَ مَقْعَدَه مِن النّارِ. کسی که دوست دارد مردم را در مقابل خود ایستاده ببیند، جایگاه او آتش جهنم است.
 ریاست طلبی حاکم، او را در جایگاهی به ظاهر رفیع قرار می دهد. در این مقام، او دیگران را بسیار کوچک و کم ارزش می پندارد و برای خود امتیازهای ویژه ای قائل می شود. این رویه، به تسلیم مردم در برابر او می انجامد و توقع دارد که مردم در همه حال او را همراهی کنند و همواره او و کارهایش را تأیید کنند.
 امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:
 ما اری شَیئاً اَضَرُّ بِقُلوبِ الرِّجالِ مِنْ خَفْقِ النِعالِ وَراءَ ظُهوُرِهم. من چیزی زیان بارتر برای حال قلب، از صدای کفش در پشت سر انسان ندیدم.
 بنابر ارزش های اسلامی و الهی همه انسان ها در یک شأن و ردیف جای دارند و برعهده گرفتن مسئولیت ها، در حقیقت نوعی تکلیف پذیری برای خدمت رسانی بیشتر به مردم است، نه بهره گیری از بشر با هدف ارضای روحیه ریاست جویی حاکم. بنابراین، کارگزار اسلامی پیش از هر اقدامی باید این صفت ناپسند را از دل و جان خویش بزداید تا راه سعادت و سلامت را بر خود و مردم هموار سازد.
 پیام متن:
 از مهم ترین رذایل اخلاقی، ریاست طلبی حاکم اسلامی است؛ زیرا روحیه خدمت رسانی را از او خواهدگرفت.
دوری از فخرفروشی و تکبر
 یکی دیگر از صفت های ناپسند اخلاقی، تکبر و غرور است. امام علی علیه السلام در حدیثی با اشاره به این امر می فرماید: «آفةُ الرِّئاسَةِ الفخرُ؛ آفت ریاست، فخر است.» ایشان در کلامی دیگر فخر و تکبر را از بدترین صفت های کارگزاران معرفی می کند:
 در دیده مردم پارسا، زشت ترین خوی والیان این است که می خواهند مردم آنان را دوستدار بزرگ منشی شمارند و کارهایشان را به حساب کبر و خودخواهی نگذارند و [حال آنکه من] خوش ندارم در خاطر شما بگذرد که من دوستدار ستودنم و خواهان ستایش شنیدن.
 انسان های بزرگوار و والااندیش، اهل تکبر نیستند و همواره شکوه و بزرگی خداوند را در نظر دارند و خود را در محضر خدا می بینند و سیره پیشوایان معصوم علیهم السلام را سرلوحه کار خویش قرار می دهند و نیز نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر را از یاد نمی برند که فرمود:
 و اگر قدرتی که از آن برخورداری، نخوتی در تو پدید آرد و خود را بزرگ بشمری، بزرگی حکومت پروردگار را که برتر از توست، بنگر که چیست و قدرتی را که بر تو دارد و تو را بر خود آن قدرت نیست؛ که چنین نگریستن، سرکشی تو را می خواباند و تیزی تو را فرومی نشاند و خرد رفته ات را به جای باز می گرداند.
 باید به فرجام کار و زوال دولت اندیشید که «الدولة کما تُقْبِلُ، تُدبِر؛ حکومت همان طور که می آید، یک روز نیز می رود.» همچنین باید سرانجام متبکران را به یاد آورد که چگونه خوار و ذلیل شده اند. امام علی علیه السلام در این باره هشدار می دهد:
 بپرهیز که در بزرگی فروختن، خدا را هم نبرد خوانی و در کبریا و عظمت، خود را همانند او دانی، که خدا هر سرکشی را خوار می سازد و هر خودبینی را بی مقدار.
 پیام متن:
1. فخرفروشی و تکبر بر اثر کم ظرفیتی و غفلت از عظمت و کبریایی خداوند است و آفت بزرگی برای حاکمان و کارگزاران به شمار می آید.
 خود محوری
 استبداد در تصمیم گیری، از دیگر لغزش های مدیران و حاکمان است. خود محوری، عامل تباهی آدمی معرفی شده است.
 امام علی علیه السلام برای در امان ماندن از این لغزش، «مشورت با دیگران را به منزله مشارکت در عقول و اندیشه های آنان بر می شمارد.» آن حضرت در نامه ای به مالک اشتر، سفارش می کند که در امور کشور خود «با دانشمندان، فراوان گفت و گو کن و با حکیمان، فراوان سخن در میان نه.» اهمیت مشورت و رای زنی تا آنجاست که خداوند با وجود عصمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، ایشان را به مشورت و نظرخواهی از مردم امر می کند:
 به برکت رحمت الهی در برابر آنان نرم شدی و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطراف تو پراکنده می شوند. پس آنان را ببخش و برای آنان آمرزش بطلب و در کارها، با آنان مشورت کن، ولی هنگامی که تصمیم گرفتی، (قاطع باش و) بر خدا توکل کن؛ زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (آل عمران: 159)
 نکات مهمی در این آیه وجود دارد: نخست اینکه، افرادی که با دیگران مشورت می کنند، نزد مردم افرادی انعطاف پذیر به شمار می آیند و افراد خود رأی، اشخاصی تندخو و سنگ دل هستند. دیگر اینکه، حتماً نباید با افرادی برتر از خود مشورت کرد، بلکه گاهی لازم است انسان با افراد پایین تر از خود به مشورت و رای زنی بپردازد. وقتی اشرف مخلوقات و عقل کل، مأمور به مشورت گردیده است، پس افراد معمولی به این رای زنی ها نیاز بیشتری دارند.
 البته حاکمان جامعه در پرتو مشورت با مردم، شخصیت آنان را ارج می نهند و روحیه همکاری و همیاری اجتماعی آنان را تقویت می کنند. بنابراین، شایسته است کارگزاران برای ایجاد انگیزه در مشارکت عمومی و تقسیم مناسب کار، به مشورت با مردم اهمیت دهند.
 پیام متن:
1. مشورت و رای زنی با مردم، مهر و محبت و همکاری مردم را با کارگزاران افزایش می دهد.
2. مشورت کردن، حتی با زیردستان فوایدی دارد و خداوند اشرف مخلوقات را نیز به مشورت امر می کند.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

تاریخ ارسال: شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 22:29 | نویسنده: عـبـــد عـا صـی | چاپ مطلب 0 نظر

آیا مشکل فقط عرقچین است؟


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 
  آیا مشکل فقط عرقچین است؟ 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

 

نتیجه تصویری برای عرقچین

 

نتیجه تصویری برای عرقچین

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRubWao2xlEPoL0hW7CGIgJNwWMZIfFeVnuzEkp9WVa6VHhA07t

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSuv7koLZ055W18pzRPEsqWTa_sCeZVKw8E9r0QA9RwEgrOFjLZ

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSPt1KJxF8Yb5IpuPwD4ryMR0SKw2CP4quUKh0b36latPASR0Vz4g

 

  خبرآنلاین، وبلاگ محمد رضا زائری : یکی از بزرگ‌ترین اختلالات معرفتی و مشکلات فکری، محدود شدن ذهن انسان به نمادهای ظاهری و غفلت از مسایل اساسی و امور باطنی است! 
 بدین ترتیب هر کسی بر اساس تلقی های عرفی و دریافت-های ذهنی از محیط پیرامون خود بر روی برخی نشانه-ها تمرکز پیدا می کند
و از اصل و اساس رویکردها و محتواها غافل می شود و کار به جایی می رسد که حقیقت قرآن را در امام زنده و حاضر نمی بیند ولی با قرآن کاغذی سر نیزه فریب می خورد!
 در روزگار ما هم گاه بعضی، نمادها و نشانه هایی مانند عرقچین روی سر یک نفر در گوشه یک عکس یا سفید پوشیدن همسر متوفى در هنگام تشییع جنازه را به عنوان نشانه های یهودی بودن تلقی می کنند اما رفتار آشکار و صریح صهیونیستی را از دیگران نمی بینند.
 به راستی آیا اگر امروز صهیونیست-ها دیگر عرقچین بر سر نگذارند ما آنها را مسلمان خواهیم پنداشت؟ قطعا می گویید : خیر، مشکل ما با صهیونیستها کلاه و لباس نیست!
 آری، حق با شماست!
مشکل ما رفتار و خوی صهیونیستی است که یهود را "شعب الله المختار " یعنی قوم برگزیده می داند و دیگران را مردمانی که خداوند برای خدمت به یهود خلق کرده است.
 وقتی این تفکر و باور تئوریزه می شود به طور طبیعی نه تنها هر تجاوز و اشغالگری و ظلم و ستمی را توجیه می کند، بلکه به تضییع حقوق دیگران رنگ و لعاب دینی و الهی می دهد و آن را وظیفه شرعی به شمار می آورد.
 اکنون پرسش این است:
اگر کسی عرقچین بر سر نگذاشت اما خلق و خوی صهیونیستی داشت و همه دیگران را باطل و فقط خود را حق پنداشت و به خود اجازه داد هر گونه می خواهد در باره مال و جان و آبروی دیگران تصمیم بگیرد و رفتار کند، چه قدر می توان چنین کسی را مسلمان دانست؟
 واقعیت تلخی که نمی توان انکار کرد این است که ما همه دیکتاتور هستیم، همه! فقط میزان بروز و ظهور بیرونی این خودمحوری و دیکتاتورمآبی به تناسب شرایط و موقعیت و امکانات مان فرق می کند!
 درست همان زمان که به داعش ناسزا می گوییم و از فاشیست ها و نازی ها ابراز انزجار می کنیم، همان موقع همه در درونمان داعش و هیتلر داریم.
 حتى بسیاری از کسانی که مدعی لیبرالیسم و آزادی های اجتماعی هستند ممکن است به راحتی مثلا به پسر جوانی که در یک هیأت مذهبی عزاداری می کند یا دختری که حجاب شرعی کامل دارد، اهانت کنند!
 فرق نمی کند که اسم و رسم مان چیست یا چه شکل و ظاهری داریم، مهم این است که بپذیریم سهم ما با سهم دیگران برابر است و همه ما بندگان خداوند هستیم. اما وقتی به هر دلیل و با هر توجیه، برای خود سهم و حقی بیش از دیگران قائل شدیم آن موقع مصیبت ها و گرفتاری ها شروع می شود و دیکتاتوری های شرک آمیز در برابر نظام الهی شکل می گیرد.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: عرقچین، حقیقت قرآن، قران بر سر نیزه، رفتار صهیونیستی، حق و باطل، مسلمانی، دیکتاتورمآبی،


تاریخ ارسال: جمعه 24 فروردین 1397 ساعت 02:31 | نویسنده: عـبـــد عـا صـی | چاپ مطلب 0 نظر

شما هم در این آشغال‌پراکنی بی‌تقصیر نیستید


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 شما هم در این آشغال‌پراکنی بی‌تقصیر نیستید

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 
 

عزت الله ضرغامی: حصر آشغالی +اینستاپست

 

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQV6JdIo5Cp3U2T40qKtLjSTM9ukqKAOshe11GYeYo9dKFN9bTl

تصویر مرتبط

https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR7xGGnK25R71J15KDHRMVoXRerXPW6MYkpRWJ5mBsgGghvFora-w

 


 خبرآنلاین، وبلاگ حسین آخانی : این یادداشت پاسخی است به آقای ضرغامی رئیس سابق رسانه ملی که به درستی به وضع اسفناک زباله در ایران اعتراض کرده‌اند. ولی ظاهرا فراموش کرده اند که ایشان 10 سال مسئولیت بزرگترین دستگاه فرهنگی و اطلاع رسانی کشور را به عهده داشتند و در کاشت محصول فعلی این کشور بی نقش نبودند.
 آقای
ضرغامی رییس اسبق رسانه ملی می‌گوید: «خیر سرمون امروز خواستیم کنار این رودخانه زیبا عکس بیندازیم! دیر بجنبیم این حصر آشغالی و آلودگی محیط زیست ما را خواهد کشت! کسانی که در این تعطیلات به دبی و استانبول و باکو و دیگر کشورهای همسایه می روند و ساحل سازی‌های زیبای آنجا را می بینند می‌پرسند، چرا؟! حالا ساحل سازی‌های به عمق 100 متر و طول چند کیلومتر پیشکش، لااقل فکری برای آشغال‌های مخرب طبیعت بکنیم. مشکل نه بی آبی است و نه کمبود بودجه، نه به تحریم بر می‌گردد و نه به توطئه‌های شیطان بزرگ! شاخ غول را نمی‌خواهیم بشکنیم، می‌خواهیم در 40 سالگی انقلاب، آشغال‌ها را جمع کنیم! »
 خدا را شکر می‌کنم که رئیس سابق صدا و سیما که 10 سال آن هم در دوران طلایی احمدی نژادی رئیس بزرگترین سازمان فرهنگی ایران با 75 میلیون مخاطب بودند کمی از مسئولیت‌هایشان کم شده و فرصت پیدا کرده‌اند ایران گردی کنند و عکس یادگاری هم بیاندازد.
بازهم خدا را شکر هنوز گردنشان راست نمانده است و توان چرخش به این طرف و آن طرف را دارند و با کمی کج کردن متوجه شده‌اند که وای مصیبتا، بعد از چهل سال چه آشغال دونی درست کرده‌ایم.
 بازهم خدا را شکر رئیسی که شب و روز کارش این بود که اگر گربه‌ای در آمریکا سینه پهلو می‌کرد، در تلویزیون بارها و بارها و در پر بیننده‌ترین ساعات نشانش می‌دادند حالا فهمیده که مملکت خودمان چه خبر است. اما از خود نمی‌پرسند یکبار همکارانش جرات نداشتند زشتی‌های سرزمین خودی خود را نشان دهند و به مردم بگویند: بابا زباله و پلاستیک در بکرترین نقاط کشور غوغا می‌کند.
 
جناب ضرغامی عزیز: باور کنید من سیاسی نیستم. از زمانی که در کنار کار حرفه‌ای دانشگاهیم به سفرهای علمی به اقصی نقاط ایران و ده‌ها کشور جهان رفته‌ام، مرتب در مورد این پلاستیک پراکنی نوشته‌ام و گفته‌ام. حتی یک بار در زمانی که شما رئیس بودید در یک برنامه دست چندم پیشنهاداتم را دادم. ولی آن برنامه در ساعات نیمه شب پخش شد و خودم هم خواب بودم! دستگاه تحت امر شما به امثال ما اجازه نمی‌دادند در ساعات پر مخاطب و یا برنامه‌های زنده خبری راه پیدا کنیم، بخصوص اگر می‌خواستیم نقدی بکنیم. اگر مطلبی گفته می‌شد سیاه نمایی تلقی می‌شد و همکاران شما می‌گفتند که اجازه پخش ندارد و سانسور می‌شد.
 الان اگر گاهی به ما فرصت می‌دهند حرف بزنیم بیشتر به این خاطر است که بدشان نمی‌آید دولت را خراب کنند و به همین دلیل گاهی به ما فرصت می دهند «فقط از دولت» انتقاد کنیم. به خاطر می‌آورم در همان برنامه‌ای که در نیمه های شب پخش شد گفتم «بهترین راه زباله زدایی از این سرزمین مجبور کردن تولید کنندگان آب معدنی و نوشابه به اخذ گرویی از بطری‌ها است. آنها آب مفتی می‌فروشند و طبیعت کشور را آلوده می‌کنند. لااقل وظیفه جمع آوریش هم به عهده خودشان باشد».
 همین چند ماه پیش که بودجه در مجلس بود پیشنهاد دادم که بیایید بجای گرفتن پول زیاد برای خروجی از مردم و تحمیل انواع گرانی‌ها، عوارض پلاستیک وضع کنید تا مردم کمتر از این پلاستیک‌ها استفاده کنند و کم کم طبیعت ایران از این بلا نجات پیدا کند و مردم ما به جای رفتن به خارج در همین کشور بمانند. راهی که بسیاری از کشورهایی که شما در نوشته‌تان ازشان تعریف کرده‌اید رفته‌اند.
 حالا نشد، دست رو دست نمی‌گذارم. همین که این مطلب شما را در خبر آنلاین خواندم، دست به قلم بردم و می‌خواهم با شما همراهی کنم. بیایید ما هم همصدا با کاوه مدنی با چالش «بی زباله» همراه شویم. شما دوست و رفیق در مقامات مملکتی، نمایندگان مجلس و تولید کنندگان کلان این زباله‌ها کم ندارید (سالها سیمای شما برای تولیدات آنها تبلیغ کرده است). هم می‌توانید بهشان بگویید که یک هفته همه مردم از بسیج، سپاه، ارتش، دانشجو، سرباز، دانش آموز گرفته تا امام جمعه، نماینده، فرمانده، مدیر کل، وزیر، استاد و معلم همه با هم دست به دست دهیم اول این زباله‌هایی که خودمان ریخته‌ایم را جمع کنیم. دوم از مسئولین مربوطه دولتی و قانونگذاری بخواهیم با قانون زباله را ریشه کن کنند. من تصویب سه قانون زیر را برای پاکسازی ایران لازم می‌دانم.
1. کلیه تولید کنندگان بطری‌های آب معدنی و نوشابه و بسته بندی‌های مشابه وظیفه دارند یا به طور مستقل و یا با همکاری هم بطری‌های تولید شده را با اخذ گرویی مجددا تحویل بگیرند.
2. به ازای هر کیسه پلاستیکی، ظرف یک بار مصرف و یا بسته بندی نامتعارف پلاستیکی مبلغ 100 تومان عوارض محیط زیستی دریافت شود. نیمی از درآمد آن را برای ایجاد صنایع بازیافت و پاکسازی طبیعت و نیمی هم برای توسعه حمل و نقل عمومی ریلی مورد استفاده قرار گیرد. مردم اگر با وسائل حمل و نقل عمومی سفر کنند اینقدر آشغال اینور و اونور نمی‌ریزند.
3. زباله ریزی در طبیعت تابع جریمه نقدی باشد و همه ضابطان قضایی از پلیس تا محیط‌بان و جنگل‌بان اجازه اعمال قانون با کمک شماره ملی داشته باشند.
امیدوارم شما هم ضمن پیوستن به چالش «بی زباله» از روابط گسترده خود در نتیجه بخشی این پیشنهادات استفاده و انشالله همه ما سال آینده کشوری کم زباله را به چهل و یکمین سال انقلاب تحویل دهیم. قول بدهید با هم در کنار یک رودخانه تمیز یک عکس یادگاری بگیریم. بسم‌الله.
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: ضرغامی، رسانه ملی، زباله، سیاه نمایی، سانسور، زباله زدایی، زباله ریزی،


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 23 فروردین 1397 ساعت 01:22 | نویسنده: عـبـــد عـا صـی | چاپ مطلب 0 نظر

هر بانوی تحصیلکرده‌ای باید سرکار برود؟

 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 
 

 هر بانوی تحصیلکرده‌ای باید سرکار برود؟

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

آیا هر بانوی تحصیلکرده‌ای باید سرکار برود؟
 

  ((( یادش بخیر ... پدر بزرگها وُ مادر بزرگهای ما، پدر مادرهای ما با وجود اینکه خیلی از تسهیلات زندگی امروزی را نداشتند، با آن زندگی سَر وُ ساده، چقدر دلخوشتر بودند وُ آرامش بیشتری داشتند ... همه اینها هم بخاطر این بود که قدر داشته-هایشان را میدانستند وَ قانع بودند ؛ این با بی-تفاوتی وَ تلاش نکردن برای رفاه بیشتر، خیلی تفاوت دارد. اصل مسأله این بود که اهل زیاده-طلبی وَ در واقع، اهل ناشُکری نبودند. مخارج زندگی بدوش مَردها بود وَ خانمهای خانه هم علاوه بر خانه-داری، اگر می-توانستند یا لازم بود که کمک-خرج زندگی باشند، در همان خانه دست بکار میشدند، از خیاطی وُ گلدوزی وُ قالیبافی گرفته تا پاکت-سازی که کمترین درآمد را داشت. مثلا، خانواده-ی پُرجمعیت وَ فقیری بود که در بهار وُ تابستان همگی دست بکار «بادبادکهای کاغدی» میشدند وَ در فصلهای دیگر به نوعی کمک-خرج خانواده بودند، مرد یا مردان خانه هم در بیرون بکاری مشغول بودند. جان کلام اینکه با کمترین اختلاف، چرخ زندگی را با همدلی میچرخاندند ... اگر پس-اندازی هم برای تفریح وُ سفر داشتند که نور ِ علآ نور بود وُ به تناسب وُسع-شان گاهگاهی به زیارتگاهای نزدیک وُ دور میرفتند. تفریحاتی مثل سینما وُ تئاتر، بیشتر بخاطر مسائل فرهنگی وَ اقتصادی، کمتر خواهان داشت. راستی داشت یادم میرفت، بعضیها به باغ ملی (همان پارک امروزی) هم سَری میزدند، البته اگر شرایط  این تفریح مُیَسًـر بود. مهمانی دادن شام یا ناهار برای خانواده-های فقیری که قوُت روزانه-شان هم نسیه یا «قسطی» بود، به ندرت پیش میآمد ؛ در خانواده-های متوسط هم سالی چند بار مهمانی دادن بیشتر اتفاق نمی-افتاد، آن هم با سادگی وَ به دور از تجملات؛ مثلا دَمپُختَک عدس-پلو یا پلو با قُرمه-سبزی وَ یک نوع میوه-ی آن فصل، چیزی مثل هنداوانه یا انار ... خرید گوشت یا مُرغ هم بآ آن درآمدهای پایین، در کمال قناعت مدیریت میشد. خرید جهیزیه-ی عروس هم از چند دست لحاف وُ تشک، تعدادی ظرف وُ ظروف اولیه، چراغ خوراکپزی ِ، وَ یک تخته قالی تشکیل میشد ... خانوادهای فقیر که توان خرید قالی را نداشتند ، بزحمت دو تخته گلیم ارزان-قیمت میخریدند. جشن عروسی هم که بعهده-ی داماد بود، عمدتاٌ در خانه-ی عروس یا همسایه وُ آشنا، با ساده-ترین وسایل پذیرایی که شامل شربت وُ شیرینی میشد برگزار میگردید. خانواده-ای که بضاعت ضعیفی داشت، جشنی نمیگرفت وَ بعد از فرستادن جهیزیه، عروس وُ داماد را عده-ای با صدای ذَف وُ دایره وُ سلام وُ صلوات به خانه-ی بخت می-فرستادند. _ عـبـــد عـا صـی )))
 

 میگنا، سیمین جم :  این سؤال را از خانم‌های تحصیلکرده و متأهلی پرسیده‌ایم که همسر و فرزند را به کار و شغل بیرون از منزل ترجیح داده‌اند.
 هم لیسانس دارم هم خانه‌دارم و اوضاع هم خوب است
 هانیه فریس آبادی
 29 ساله ، لیسانس ، خانه‌دار
 لیسانسم را که گرفتم با مرد مورد علاقه‌ام ازدواج کردم. مردی که تحصیلات دانشگاهی نداشت، اما اهل کار بود و تا دلت بخواهد شعور و مهربانی داشت. یک سال بعد از ازدواج بچه‌دار شدم و حالا یک همسر مهربان، یک کوچولوی زیبا و یک زندگی جمع و جور دارم که با هیچ چیزی در دنیا عوض نمی‌کنم. وقتی تصمیم به ازدواج گرفتم پدر و مادرم اصرار داشتند که همسرم شرط کارکردن مرا حتماً در شروط ضمن عقد بپذیرد و بعد از ازدواج هم مصر بودند که من کار کنم. آنها می‌گفتند اگر قرار بود خانه‌دار شوی پس چرا وقت و هزینه گذاشتی و درس خواندی و مدرک گرفتی؟ من برای آنها و تمام کسانی که این سؤال را از من می‌کردند یک جواب بیشتر نداشتم و ندارم:«لیسانس خانه‌دار خانه را بهتر اداره می‌کند.» من واقعاً به حرف خود اعتقاد عمیق دارم. دختری که دانشگاه می‌رود به هر حال دانش و توانمندی بیشتری پیدا می‌کند و این داشته‌ها را می‌تواند در زندگی شخصی و در خانواده‌ای که تشکیل می‌دهد به کار بگیرد و به نحو مفیدی استفاده کند. اصلاً چرا این ذهنیت کلیشه‌ای وجود دارد که دختران تحصیلکرده حتماً باید کار کنند؟ به نظرم دختر تحصیلکرده قدرت تعامل و درک بیشتری دارد و همین می‌تواند در زندگی مشترک تأثیر مثبت داشته باشد.
 فعلاً نیازی به کار کردن من نیست
 مرضیه سلیمی
 27 ساله ، لیسانس ، خانه‌دار
 دارم خودم را برای مسافر کوچولویی آماده می‌کنم که چند ماه دیگر از راه می‌رسد و خانواده خوشبخت دونفره ما را یک خانواده خوشبخت سه نفره می‌کند. وقتی ازدواج کردم همسرم گفت با کارکردنت مشکلی ندارم، ولی اگر خسته و کوفته از سرکار بیایی و هر روز بگویی حوصله ندارم اوقات هر دوی ما تلخ می‌شود. حرفش منطقی بود، به ویژه آنکه از نظر مالی هم مشکل نداشتیم و نیازی به کارکردن من نبود. گفتم اگر من کار کنم گوشه‌ای از زندگی را می‌چرخانم. گفت فعلاً که نیاز مالی نداریم ولی اگر روزی دچار مشکل شدیم خودم برایت کار خوب پیدا می‌کنم تا کمک خرج خانه شوی. حالا که با خودم فکر می‌کنم می‌بینم با یک گفت‌وگوی ساده از مشکلی که ممکن بود پیش آید جلوگیری کردیم و در عین حال هر دوی‌مان راضی و قانع شدیم. در واقع معتقدم کار کردن زنان حتی اگر تحصیلکرده باشند باید توجیه منطقی داشته باشد. اگر زن خانه در رسیدگی به همسر و فرزندش کوتاهی نکند و در عین حال از نظر اقتصادی واقعاً نیاز به کارکردن او باشد مشکلی نیست، ولی اگر کارکردن زن به خودش و خانواده کوچک‌ترین لطمه‌ای بزند خب بهتر است قید کارکردن را بزند. کارکردنی که بخواهد آرامش خانواده را بر هم بزند بهتر است که نباشد.
 همسر و مادر خوب مفید‌ترین فرد جامعه است
 شیوا رحیمی
 فوق لیسانس ، 34 ساله ،خانه‌دار
 همسرم هیچ مشکلی با کار کردن من ندارد. از همان بدو ازدواجمان این موضوع را به اختیار خودم گذاشت و من هم با وجود دارا بودن مدرک فوق لیسانس و پیشنهادهای متعدد شغلی، قید کار دائم را زدم، ولی گاهی دورکاری یا کار پروژه‌ای می‌کنم که البته با همکاری و راهنمایی همسرم انجام می‌دهم. جالب اینجاست حالا هم که دو فرزند سه و شش ساله دارم همسرم گاهی می‌گوید:«اگر احساس کردی نیاز به کارکردن داری تعارف نکن، من در کنارت هستم.» این برخورد او همیشه موجب دلگرمی من شده و احساس نمی‌کنم که دست و پای مرا بسته است. به نظرم اکثر دختران پس از ازدواج ترجیح می‌دهند یک زندگی آرام و بدون استرس داشته باشند و کارکردن دقیقاً نقطه مقابل آرامش و عامل استرس است، اما اینکه روی کارکردن پافشاری می‌کنند در موارد بسیاری به دلیل نگاه سلبی و تغییر ناپذیر شوهران به کارنکردن زنان است، در حالی که اگر مردان کمی در این زمینه حوصله و انعطاف به خرج دهند خیلی از خانم‌ها در همان چند سال اول اشتغال خسته شده و قید کار را خواهند زد. بسیاری از بانوان خودشکوفایی و مثبت بودن برای جامعه را در کارکردن می‌بینند، در حالی که به نظر من می‌توان با فعالیت‌های اجتماعی متعدد برای جامعه مفید بود. از این که بگذریم مفید‌ترین و مؤثرترین نقش زن این است که فرزندان خوب تربیت کند. زنی که به مرد خود آرامش دهد و با حضور فعال و پر رنگ در خانه خیال مرد را از بابت تربیت و آرامش بچه‌ها راحت کند با انگیزه و فراغ بال بیشتری فعالیت خواهد کرد و ضریب مفید بودن او برای جامعه بالا خواهد رفت. در واقع زنان با ایفای درست نقش مادری و همسری، بدون آنکه در اداره‌ای صبح تا شب کار کنند و انرژی شان تحلیل رود با انگیزه‌سازی برای همسر و با تربیت فرزندان بانشاط بیشترین سهم را در خدمت به جامعه ایفا خواهند کرد.
 *در این رابطه نظر شما چیست؟ کامنت بگذارید
 

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 02:48 | نویسنده: عـبـــد عـا صـی | چاپ مطلب 0 نظر

آماری از خودکشی بیماران افسرده وَ معتادین ...


 

  بسم الله الرحمن الرحیم  


 

 آماری از خودکشی بیماران افسرده وَ معتادین ...

 

 

 

  جهت مراجعه به مرجع متن، یا عنوان اصلی، به پیوند فوق اشاره کنید 

 

http://s8.picofile.com/file/8313673700/XODKOSHYE_MO_T8D_2.jpeg

http://s9.picofile.com/file/8313674050/XODKOSHYE_MO_T8D_3.jpeg

http://s8.picofile.com/file/8313673534/XODKOSHYE_MO_T8D_4.jpeg

http://s8.picofile.com/file/8313673018/XODKOSHYE_MO_T8D_5.jpeg

http://s8.picofile.com/file/8313672768/XODKOSHYE_MO_T8D_6.jpeg

 

 میگنا: دکتر شهرام بختیاری با تاکید بر رابطه مستقیم اعتیاد با افسردگی و اختلالات رفتاری گفت: اعتیاد، یک اختلال روانپزشکی پیچیده است و همانند سایر اختلالات روانپزشکی، هم عوامل زیستی و هم عوامل محیطی در پیدایش آن دخیل هستند. وی ادامه داد: اعتیاد بیماری مغز است، یعنی فرآیند حیاتی که رفتار اختیاری مصرف مواد را به مصرف جبری مواد تبدیل می‌کند و این، ریشه در تغییرات به وجود آمده در ساختار اعصاب مغز مصرف‌کننده دارد.
 این متخصص روانپزشکی بیان کرد: قسمت‌های مختلفی از مغز از جمله مراکز پاداش و سیستم‌های افیونی و کاتکول آمینی و بویژه دوپامین در بروز اعتیاد به مصرف مواد مخدر دخیل شناخته شده‌اند که به نوبه‌ی خود تحت تاثیر عوامل ژنتیک هستند. بختیاری افزود:
به علت پیچیدگی مغز، مواد در افراد مختلف تاثیرات متفاوتی را ایجاد می‌کنند و بسته به نوع صفات شخصیتی و وضعیت روانی، هر فرد پس از مصرف، احساس متفاوتی را تجربه می‌کند.
 وی بیان کرد:
افسردگی در بین مبتلایان به سوء مصرف و وابستگی به مواد بسیار شایع است. در بسیاری موارد، فرد جهت کاهش هر چند موقت علائم آزاردهنده افسردگی و ایجاد احساس لذت و سرخوشی به شکل خود درمانی به مصرف مواد اعتیادآور روی می‌آورد و با مصرف مکرر جهت رهایی از غم و ناراحتی مصرف اختیاری مواد به مصرف جبری تبدیل شده و بیماری اعتیاد آغاز می‌شود که خود در طولانی مدت افسردگی‌زا بوده مشکلات قبلی را تشدید می‌کند.
 دکتر بختیاری؛ درباره گرایش مصرف مواد در افراد افسرده‌ گفت: به علت سبب شناسی مغزی و روانی مشترک افسردگی و اعتیاد، افسردگی با مصرف اغلب مواد رابطه داشته و
در بین معتادان به همه انواع مواد اعتیادآور افسردگی شایع است و تا حدود نیمی از کسانی که سوء مصرف مواد افیونی (مخدر) و یا الکل دارند زمانی در طول عمر خود اختلال جدی افسردگی را تجربه کرده اند.
 وی بیان کرد: داروهای آمفتامینی که امروزه در درمان اختلال بیش فعالی کاربرد دارند، ابتدا در درمان افسرگی بکار رفته‌اند ولی امروزه به علت احتمال اعتیادآوری و نیز عوارض روانی و تشدید افسردگی کاربرد بسیار محدودی در این مورد دارند.
 بختیاری از پیامدهای افسردگی و مصرف همزمان نام برد و ادامه داد: اغلب مواد اعتیادآور در مصرف طولانی مدت موجب تاثیر منفی بر عملکرد مغزی و ایجاد اختلالات روانی ثانویه مختلف از جمله اختلالات خلقی و افسردگی می‌شوند و به علت اینکه مصرف مواد اعتیادآور از طریق مراکز مغزی و عملکردهای شیمیایی که خود در بروز افسردگی دخیل هستند اثر می‌گذارند، مسلما مصرف همزمان آنها در بیماران مبتلا به افسردگی پس از مدتی موجب آسیب مناطق و سیستم‌های پاداش و لذت مغز و نهایتا منجر به تشدید افسردگی می‌شود.
 وی گفت:
مصرف مواد اعتیادآور فرد را به خودکشی مستعد می‌کند و احتمال انجام خودکشی موفق در بین آنان ۲۰ برابر افراد عادی است و حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد مبتلایان به سوء مصرف مواد اقدام به خودکشی می‌کنند و این میزان در افراد با سابقه افسردگی بیشتر است.
 همانند افراد عادی ممکن است سایر اختلالات روانی نیز در بیماران افسرده مصرف‌کننده (البته باشدت بیشتر) از جمله اختلالات اضطرابی، اختلالات خواب، مشکلات جنسی، اختلالات توهمی و جنون‌آمیز بوجود آید.

  تهیه وَ تدوین: عـبـــد عـا صـی    


برچسب ها: خودکشی، اعتیاد، افسردگی، داروهای آمفتامینی، پیامدهای افسردگی و اعتیاد، اختلالات روانی افسردگی،

تاریخ ارسال: شنبه 18 فروردین 1397 ساعت 20:07 | نویسنده: عـبـــد عـا صـی | چاپ مطلب 0 نظر
( تعداد کل: 471 )
<<   1      2      3     4     5      ...      95   >>
صفحات